۱۳۹۰ مهر ۲۷, چهارشنبه

شاهرخ زمانی با وثیقه دویست میلیون تومانی آزاد شد



کانون مدافعان حقوق کارگر
کانون مدافعان حقوق کارگر- امروز عصر، چهارشنبه 27 مهر 1390 شاهرخ زمانی، فعال کارگری، با تودیع وثیقه دویست میلیون تومانی، پس از حدود یکصد و سی روز بازداشت موقت، از زندان تبریز آزاد شد.
شاهرخ زمانی، عضو هیات بازگشایی سندیکای کارگران نقاش، 18 خرداد 1390 بازداشت شده بود. خرداد 1390، ماموران امنیتی، علاوه بر شاهرخ زمانی، چهار فعال کارگری و دانشجویی دیگر را نیز بازداشت کرده و به اداره اطلاعات تبریز منتقل کردند. ماموران اداره اطلاعات، این پنج تن را حدود یک ماه، در سلول های انفرادی نگه داشته و تحت بازجویی قرار داده بودند. شاهرخ زمانی، در اعتراض به بازداشت خود و چهار تن دیگر، و در اعتراض به نگهداری آنها در سلول های انفرادی، دست به اعتصاب غذای یک ماهه زده بود. وی پس از انتقال همه بازداشتی ها به بند عمومی زندان تبریز، به اعتصاب غذای خود، پایان داده بود.

۱۳۹۰ مهر ۲۴, یکشنبه

پیامدهای تغییر قانون کار در زمینه‌ی بیمه و سوابق آن! - کمیته هماهنگی



پیامدهای تغییر قانون کار در زمینه‌ی بیمه و سوابق آن!
ماده‌ی53 پیشنهادی برای تغییر: متن ماده‌ی 148 قانون کار با متن ذیل جایگزین   می‌شود  :
کارفرمایان کارگاه‌های مشمول این قانون مکلف‌اند نسبت به بیمه نمودن کارگران واحد خود نزد صندوق تأمین اجتماعی یا سایر صندوق‌های بیمه‌ای بر اساس ضوابط مربوط اقدام نمایند.
اصل ماده‌ی 148: كارفرمايان كارگاه‌هاي مشمول اين قانون مكلف‌اند بر اساس قانون تأمين اجتماعي، نسبت به بيمه نمودن كارگران واحد خود اقدام نمايند  . 
- سازمان تأمین اجتماعی در حقیقت با حق بیمه‌ی کارگران شکل گرفت و سهام‌داران آن مانند یک شرکت سهامی، کارگران هستند. در نتیجه این سازمان باید نهادی در خدمت سهام‌داران خود، یعنی کارگران باشد. اما در کمال تأسف کارگران در طول عمر این سازمان همواره شاهد قوانینی بوده‌اند که تا حد امکان از دادن امکانات رفاهی به کارگران طفره می‌رفت و همیشه راه گریزی برای اجرا نکردن قوانین داشته است. با این که سرمایه‌ی این سازمان از حاصل دست‌رنج کارگران شکل گرفته است،

حمله‌ی بیش‌تر به دست‌مزد کارگران! - كميته هماهنگي



حمله‌ی بیش‌تر به دست‌مزد کارگران!
ماده 20 پیشنهادی برای تغییر - ماده (48) به شرح ذیل اصلاح و چهار تبصره   به آن اضافه می شود  :
ماده 48- به منظور استقرار مناسبات صحیح در زمینه   مزد و مشخص بودن شرح وظایف و دامنه مسئولیت مشاغل مختلف در کارگاه و مرتبط ساختن   درآمد کارگران به بهره وری نیروی کار، مقررات مربوط به نظام های جبران خدمت شامل   نظام ارزیابی و طبقه بندی مشاغل و طبقه بندی شاغلین و نظام ارزیابی عملکرد کارگران 
توسط شورای عالی کار تدوین و به تصویب وزیر کار و امور اجتماعی می رسد.
تبصره 1- نظام ارزیابی و طبقه بندی مشاغل و متضمن   تعیین مزد مشاغل مختلف بوده که با رویکرد انعطاف پذیری نظام مزدی و ارتباط مزد و کارآیی تدوین شده و اجرای آن در کارگاه هایی که توسط وزارت کار و امور اجتماعی تعیین می شود، الزامی است.

بولتن اخبار کارگری شماره 33


از انتشارات نهادهای همبستگی با جنبش کارگری ایران- خارج کشور

برای دریافت بولتن بر روی عکس مقابل کلیک نمایید.

۱۳۹۰ مهر ۱۸, دوشنبه

به کارگران اعتصابی پیمانکاری های مجتمع عمومی پتروشیمی ماهشهر و بندر امام



سندیکای کارگران هفت تپه
دوستان و رفقای عزیز،
اعتصاب شما برای دستیابی به حقوق پایه ای خویش که اکنون بیش از ده روز است که ادامه دارد، شایسته هر گونه حمایت و همبستگی طبقاتی است.
 شما در اعتصاب خود خواستار اجرای قوانینی شده اید که خود دولت نیز آن را تصویب کرده است. این سرنوشت طبقه غیر متشکل ما است که حتی برای اجرای قوانینی که ظاهرا به نفع آن تضویب شده است، ناچار از اعتصاب است. شما خواستار قراردادهای رسمی شده اید. این حق شما که اکنون برای کسب آن به میدان آمده اید تا فرزندان و خانواده هایتان از زندگی کم رنج تری برخوردار باشند، در عین حال متضمن منافع کلیه کارگران ایران است. همه کارگران، بخصوص کارگران شاغل دربخش پیمانی در ایران باید تلاش  شما را حرکتی برای خود نیز بدانند و از آن حمایت کنند. ما نیز با اشتیاق تمام آرزومند پیروزی شما در این مبارزه ایم.

نامه ی بهنام ابراهیم زاده به مادر خود


به نام رفیق اول و آخر :
مادرعزیز
روزهای آخر تابستان را با یاد تابستان سبز و خرم شهر و دیارم طی می‌کنم که آن زندگی ساده روستایی همراه پدرومادر و برادرانم مشغول داشت و برداشت محصولات کشاورزی بودیم، آبیاری‌های شبانه، بذرکاری با دستگاه و تراکتور از چغندر و گندم گرفته تا نخود و لوبیا، وجین کردن علف های هرز و ... در کنار کارگران جوان روستایی همه وهمه یک به یک از خاطرم می‌گذرد.
چند روزی بیشتر به اول ماه مهر و روز جهانی حقوق کودک(۱۶مهر) باقی نمانده است. اول مهر سرفصل جدیدی در زندگی من بوده است. چه آن سال‌هایی که تو با شور و شوق بسیار مرا به مدرسه می‌فرستادی تا خواندن ونوشتن بیاموزم و برای خودم کسی شوم و چه سال‌هایی که برای کودکان کار می‌کردم و خود در آرزوی روزی بودم که هیچ کودکی از تحصیل محروم نماند.